پسرم کسرا

تفریح جدید

  اخلاقمونُ به اخلاق دیگران گره نزنیم. رفتار بد دیگران توجیه خوبی نیست واسه رفتار اشتباه ما. فلانی سلام نکرد منم بهش سلام نمیکنم،چون اون بد رانندگی میکنه منم اینجوری می پیچیم جلوش. دیدی چیکار کرد؟ پس منم... دیدی چی گفت؟ پس منم... این زنجیره باید یه جا قطع شه ،کجا بهتر از خودمون؟ با ندیدن، نشنیدن،نگفتن  من کار درستُ بکنم چیکار بقیه دارم از کسرا بگم که این روزا خیلی به عکاسی علاقه پیدا کرده، با یه دوربین قدیمی سرگرمه.   از سوژه های جالبی عکس میگیره، از دوستاش، از طبیعت ... یه روز حتما گلچینی از عکساشُ میذارم. ژست عکاسیشُ           &nbs...
13 ارديبهشت 1396

بهاری دیگر

  بهار خیلی آروم و بی سرو صدا اینجا سرک کشید برعکس  زمستون که خیلی پر هیاهو میاد و صوفان بپا میکنه ، بقیه فصلها خیلی نرم و سبک میان. درختا خیلی آروم از خواب بیدار میشن چمنا سبز میشن، روزا یواش یواش بلند میشن خلاصه همه چی خیلی با ملایمت تغییر میکنه. پسرک ما هم سرسختانه مشغول بزرگ شدنه از شما چه پنهون منم همچنان در حال بزرگ شدن و یادگرفتن الفبای زندگیم. درست روزی که فک میکنی خوب خدا رو شکر دیگه جا افتادم و میتونم آروم زندگی کنم یهو طوفان میاد، رعد و برق، زلزله و تمام دنیای امنی که واسه خودت درست کرده بودی رو میریزه بهم. دوباره باید از نو بسازی، اما اینبار دقیق تر، محکم تر. سال تحویل اینحا دوشنبه بود...
17 فروردين 1396

در میانه هفت سالگی

  خیلی وقته در مورد کسرا اینجا چیزی ننوشتم، نمیدونم از وقت کمِ منه یا از نبود موضوع واسه به اشتراک گذاشتن! هر چی که هست منُ از اینجا خیلی دور کرده. البته بزرگ شدن کسرا هم دلیل مضاعفی شده که نمی دونم چی بنویسم یا چطوری بنویسم! حتما اگه روزی دوباره یادگرفتم ، شروع میکنم به نوشتن. از این توضیحات که بگذریم، اوضاع کسرا بد نیست ، داره بزرگ میشه، حال و هوای اینروزاش یکم نامتغییره. اما بیشتر آرومه . اوایلی که مدرسه رو شروع کرده بود خیلی ناجور بود اما الان بهتره. ولی کماکان با خودش درگیره. تو مدرسه یه جور درگیره تو خونه یه جور دیگه. احساس میکنم اعتماد بنفس کافی واسه لذت بردن از لحظه هاشُ نداره. فعلا نمیتونم ...
29 بهمن 1395

بیست مهر

  به بهانه ششمین سالگرد ازدواچمون   مرد شوکت زندگی ست... زن شکوه زندگی مرد عظمت است... زن زیبایی مرد قدرت است... زن برکت مرد هیبت است... زن طراوت شوکت بی شکوه عظمت بی زیبایی قدرت بی برکت و هیبت بی طراوت... زیبا نمیشود . زن و مرد مکمل یکدیگرند بعضی چیزا به عدد کوچیکن مثل همین عدد شش اما عمیقن،    وزنشون سنگینه. گاهی که به راه اومده نگاه میکنم ، به بالا و پایین مسیر نگاه میکنم با خودم میگم چقدر طولانی بود! چجوری شد؟ بی شک دعای مادرم بی تاثیر نبود و صد البته صبر تو سختیا. امیدوارم از دعای شما این راه ادامه داشته باشه . . .  بذارید بگم از فسقلی خونمون ک...
23 مهر 1394

نقاشی پسرک

      چند روز پیش خانمی مهمون ما بودن که از كسرا خواستن نقاشي بكشه تا بفرستن  واسه دوستشون. البته من متوجه نشدن رشته دوستشون دقیقا چیه!اما هر چی که هست میتونن بر اساس نقاشي بچه ها احساسات  و اینکه  چی ذهنشون میگذره رو حدس بزنن! البته كلا درجریانید که  كسرا ميونه خوبي با نقاشي و مداد نداره ولي بعد از كلي خواهش وبازي بازي، نتيجه اين شد كه ميبينيد       يه خونه كه سقف داره، ماماني به رنگ قرمز(چون مامانم اين رنگُ دوس داره) و بابا آبي رنگ. خورشيد و آقا كسرايي كه رو سقف خونه است. وحالا تحليل دوست متخصصمون: احساس امنيت ميكنه تو خونه، خورشيد نماد...
23 شهريور 1394

در گذر از این روزها

    نمیدونم خنده داره یا گریه آور! هر چی هست ، تعجب آوره که من هنوز که هنوزه همون مشکلاتی رو با کسرا دارم که روز اول داشتم! واسه مهد رفتن، مسواک زدن،زود خوابیدن . . . مشکلاتی که فک میکردم با بزرگ شدنش برطرف میشن! بعد حالا عمق فاجعه اینجاست که نتنها این مشکلات رفع نشده و به قوت خودش باقیه! یه سری مسایل دیگه هم بهشون اضافه شده حالا شما دیگه خودتون ببینیند چه آش شله قلم کاریه الان اینجا! از جمله این مشکلات صبحانه نخوردن ِ . . . چند روزه من دارم باهاش کل کل میکنم که صبحانتُ بخور اما حریفش نمیشم.چند روز پیش گفتم اوکی اگه صبحانه نخوری میام با مونیکا(مربی مهدش)صحبت میکنم و ازش میخوام که باهات حرف بزنه! ...
18 شهريور 1394

اواخر تابستون

کله سحرپا شده میگه بیا الفبا بازی  ميگم اوكي، چي هست؟ يه چيزايي به سوئدي بلغور ميكنه ميفهمم منظورش بازي پ مثل پلنگ خودمونه ! اون به سوئدي ميگه و من به فارسي تا اينجا همه چي خوبه، ميرسيم به آ مثل٠٠٠  + كسرا !  _ مادر جان كسرا با "ك" شروع ميشه٠ + ولي توش " آ " داره ! _ آره عزيزم " آ " داره اما قانون بازي حرف اوله٠ + خووووب من ميخوام" آ "باشم _ پس بايد اسمتُ عوض كني + باشه ميذارم آقا كسرا حالا" آ " مثل آقا كسرا٠٠٠ من کسرا حروف الفبا     سلام، ایام به...
15 شهريور 1394

کسرا در گذر از زندگی

​   دو هفته از رفتن بابا  مهدی میگذره و جاشون حسابی خالیه! نبودشون هنوز که هنوز احساس میشه و خاطراتی که کسرا هر روز مرور میکنه! یادته رفتیم کنار دریا، یادته اینجوری کردیم، دییییروز(تمام اتفاقات گذشته هم دیروز می افته!) که با بابا مهدی بودیم اینجوری کردیم و. . .             امیدوارم تا همیشه سالم باشن و سلامت و به امید دیداره دوباره تابستون تموم شد وزندگی به روال سابق خودش برگشته، البته بماند که اصلا تابستون خوبی نداشتیم، کلا بارون بود و بارون! چند روزِ مهد کسرا شروع شده و روز از نو روزی از نو   ...
26 مرداد 1394

پنجمین تولد کسرا

  کوچیکتر که بودی، نه ماهه یا شایدم ده ماهه عاشق این بودی که بگیم پنج و تو از خنده ریسه بری و ما کیف کنیم حالا روزگار چرخید و چرخید و تو رسیدی به همون پنج معروف... پنجمین سال پنجمین تیر ماه و پنجمین ۲۷ می ،که من تو رو بغل گرفتم... خوش اومدی عزیزم به دنیا،خوش اومدی مهربونم، تنها تحفه ای که در بساط دارم یه دعای مادرانه است که بدرقه راهت میکنم: "الهی سالم و صالح و شاد باشی، در تک تک لحظه های زندگیت، الهی خدا همیشه و همه جا کنارت باشه و تنهات نذاره، الهی  امیدت نا امید نشه و از دعای همه عزیزان سرنوشت خوبی در انتظارت باشه" الهی آمین امسال تولد پسر کوچولوم متفاوت از سالهای قبلی بود...
6 مرداد 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم کسرا می باشد