پسرم کسرا

پنجمین سال بودن تو

  پسر داشتن حس قشنگیه که من تجربه اش کردم و بارها خدا رو به خاطرش شکر میکنم دنیای معصوم و کودکانه اش به من که یه زنم حس آرامش عجیبی میده، وقتی خسته و ناامید یه گوشه کز میکنم یه مرد با دستای کوچولو ِ مردونه اش میاد و با نوازش موهام منُ تا اوج عشق و خوشبختی میبره.  و حالا این پسرک روز به روز داره بزرگتر میشه و من دلتنگ روزایی که دیگه بر نمیگردن، پسر داشتن واقها حس خوبیه پنجمین بهار زندگیت مبارک         ...
26 تير 1394

پسرک در جنگل

    من و آتيش و صداي سازِ تو و حس قشنگي كه سرك ميكشه از پشت نگاهت٠ سلام بر تير ماه، ماهي كه تو رو به من داد و مرا مادر نام نهاد                                                                  پسرک با گیتار     ...
4 تير 1394

تعطیلات در اسپانیا

  اسپانیا صرفنظر از تفاوتهایی که به واسطه قرار گرفتنش تو اروپا داشت جز محدود کشورایی بود که  خیلی شبیه ایران بود! از لحاظ فرهنگ رانندگی، غذاهایی که میخوردن، میوه هاشون ،پوشش گیاهیش... واقعا آدمُ یاد ایران می انداخت. بعد از ماه ها برف و سرما و بارون یک هفته استراحت تو شهر ساحلی و زیبا بارسلونا به زندگی امیدوارمون کرد جای همه دوستان خالی همسفر  خاله نازلی و بچه ها بودیم ، هماهنگ کردن بچه ها و کل کل با سه تا پسربچه شیطون اصلا کار راحتی نبود. اما تجربه خوبی بود، مخصوصا واسه ما که همیشه تنها رفته بودیم مسافرت.     بچه ها هر دوشون از کسرا بزرگتر بودن و این موضوع چال...
20 خرداد 1394

ورژن جدید مسیر مهد تا خونه

  کمافی سابق مسیر مهد تا خونه، پراز اتفاقات عجیب و غریب، تازگیا دیگه یاد گرفته حرکات آکروباتیک در میاره از این مسیر که میام حتما باید یه پشتک و وارو اینجا بزنه بعد بریم خونه، انگار نذر داره بچه ام...     دیم دری ریم ریم...   ...
10 خرداد 1394

یه شنبه بارونی

    امروز برایت اینگونه دعا میکنم به جز خودت به دیگری واگذارش مکن، تویی پروردگاراو. پس قرار ده بی نیازی در نفسش،یقین در دلش، اخلاص در کردارش، روشنی در دیده اش، بصیرت در قلبش و برکت در زندگیش. الهی آمین 1 سلام چند روزه هوا حسابی بارونیه!اصلا هم قصد نداره بیخیال شه! گفتیم چه کنیم چه نکنیم، رفتیم کتابخونه. اتفاقا یه نمایشگاه کوچیکم به راه بود و همه دور هم جمع بودن.   کنسرت موسیقی و مسابقه و کاردستی و... سه چهار ساعتی حسابی سرگرم بودیم ، کتاب خوندیم، نقاشی کشیدیم، مسابقه دادیم و...         یه مسابقه خیلی جالبم داشتن، کسرا باید ...
10 خرداد 1394

چه میکنه این پسر مااااا

  شاعر بزرگوار میفرمایند: محض رضای دخترون خودمه تو گِل میپلکونوم...     دیدم صداش نمیاد، از پنجره نگاه کردن دیدم داره چه اداهایی در میاره جلو این دوتاااااا!!! این از حالا اینه خدا رحم کنه  چهار روز دیگه چی میشه...     ...
10 خرداد 1394

روزگاری که میگذرد

دندون پسر ک افتاد،یکشنبه سر میز صبحانه گذاشتم زیر بالشش (مثلا )تا فرشته دندون واسش کادو بیاره. واسش یه حباب ساز آورد، با یه کیک مامان پز و یه شمع روشن ،دوتا بادبادک و چهارتا عکس دندون واسش یه جشن کوچولو گرفتیم که کلی خوشحال شد... چه دنیای ساده ای دارن این بچه ها، خدایا حفظشون کنه     پروردگارا مرا ببخش به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی و من فکر میکردم تنها هستم. به خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را میخواستی و من برای رسیدن به بدترین ها ناامید بودم. به خاطر تمام لحظه هایی که ماهی قلب من خلاف مسیر تو حرکت میکرد . مرا ببخش، به خاطر تمام گله هایم مرا ببخش...
30 ارديبهشت 1394

برای پسرم

برای من تو تمام دنیایی ، دنیایی که خودخواهانه جهان را به تماشایش مجبور میکنم. تو زیباترین نغمه هستی ،هستی تو آواز بهاری. بوی شاپرک. مثل عطر دارچین میپیچی و مرا مست میکنی از بودنت و من چه بی پروا لحظه های با تو بودن را مزه مزه میکنم، میچشم و لبریز میشم از این لطف بی انتها     ثانیه ها چه نامردند ، گفته بودند که برمیگردند من در آغوش زمان میمیرم، این عقربه ها بی خود میگردند       ...
22 ارديبهشت 1394

میهمانی خانه من

  بزرگترین اکتشاف برای من این بود که فهمیدم فرزندم یک مهمان است در خانه ام و روزی از خانه ام می رود. روزها با سرعت عجیبی میگذرد و او به زودی از من جدا میشود… به خودم گفتم: کدام مهمتر است؟ نظم خانه یا اینکه فرزندم به خوبی از من یاد کند؟ کدام مهمتر است؟ خانه یا اخلاق و روحیه و حسن تربیت فرزندم؟ چون دانستم که او مهمان خانه من است باعث شد اولویتم را تغییر دهم، بعد از این مهمترین چیز نزد من آرامش خاطر من و اوست…. شروع کردم به پیاده کردن نقشه ام، و طبعا مجموعه کمی از قوانین مهم را انتخاب کردم و خود را ملزم به اجرای آنها دانستم و مابقی چیزها ...
13 ارديبهشت 1394

روزهای با تو...

    سحرگاهان که نسیم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه میبخشد به آن محراب پاکش آرزو دارم برایت خوب دیدن، خوب بودن، خوب ماندن را 1 یه شنبه قشنگ آفتابی که همزمان شده با روز پدر تو ایران، میتونه وقت خوبی باشه واسه نوشتن  واسه از تو نوشتن. کسرا و من این مناسبت زیبا رو به بابایی، بابا مهدی ، بابا علی و تمام باباهای مهربون دنیا تبریک میگیم سالهای سال خوب و سلامت، سایه شون بالا سر ما باشه.   سلام بهار زندگیتون مستدام. امیدوارم ایام به کامتون باشه و روزگار بر وفق مرادتون بچرخه...  ما هم خوبیم شکر خدا. گاهی بالا، گاهی پایین!گاهی آروم ،گاهی خسته... پسر کوچولوی چهارساله م...
12 ارديبهشت 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم کسرا می باشد