پسرم کسرا

kulturkalaset göteborg 2017

                  شهر خیلی شلوغه، جشن فرهنگ هاست(چه ترجمه ای کردم ) هدفش نشون دادن تفاونهای فرهنگی بین آدمای مختلفه بیشتر حول هنر ، موسیقی و تنوع غذایی میچرخه. یه سری چیزای باحال واسه بچه ها دارن نقاشی، رقص، موسیقی و... یکی دوتا غرفه هم بودن که ایده های جالبی داشتن مثلا یکیش یه مسابقه برگزار کرده بود واسه بهترین کاردستی با مقوا. کسرا اون خونه رو درست کرد باباشم واسش اینا رو درست کرد آدم فضایی مقوایی     یه غرفه هم  با چوب کاردستی درست میکردن که ما به اون دیر رسیدیم و نشد هنر نمایی کنیم...
27 مرداد 1396

روزگار به وقت کودکانه های تو

اجسام تابع قوانين فيزيكن مثلا قانون اول نيوتن كه اينرسيه، تمايل به موندن در وضعيت قبل يا قانون سوم كه ميگه هر عملي عكس العملي داره إلزاما قرار نيست آدم ها هم از اين قوانين پيروي كنن چون ميتونن فك كنن، تصميم بگيرن و درست رفتار كنن یادبگیریم مثل اجسام نباشیم تابستون رو به اتمامه، البته بماند که من نفهمیدم کی اومد که الان داره میره ولی بهر حال چه خوشم بیاد چه نیاد گذشت و رفت شد یه تاریخ تو تقویم.   ...
23 مرداد 1396

سفره یک روزه Halmstad

  دیدیم اگه بخوایم بشینیم هوا خوب شه  بعد بریم بگردیم باید تو این کشور خونه نشین شیم  این شد که زیر بارون سیل آسا  سوار ماشینمون شدیم و زدیم به جاده و نهایتا از یه پارک تو یه شهر دیگه سر در آوردیم. با وجود بارون واقعا بهمون خوش گذشت. از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون ما کلا آدم مسافرت دسته جمعی نیستیم اینُ ایندفعه کشف کردم خیلی خوبه که با بقیه بری سفر بهر حال انسان کلا موجود جمع پذیریه ولی درمورد ما این اصلا صدق نمیکنه. ما سه تایی بهمون خوش میگذره بی سرو صدا میریم و میگردیم و میایم، هیچی هم به نظرمون تو سفر بد نمیاد، حالا بارون بیاد، هوا گرم باشه، غذا  دیر آماده...
10 مرداد 1396

یک روز با مامان

  کم پیش میاد کسرا بامن بیاد سر کار چون من مثل باباش اتاق جدا ندارم، سیستم بازه همه کنار هم کار میکنن. همه ساکتن . این خیلی واسه کسرا خسته کننده میشه اما دیدم طفلک باباشم گناه داره یک ماهه تو خونه با این فسقلی سر و کله میزنه. دیروز دیگه آوردمش. از شب قبلش هیجان داشت که من دارم میرم سر کار بزرگترا هورااااا  سه چهار ساعتی اینحا بود، ناهار خوردیم، بازی کرد من کارمُ کردم و اون شیطونی.     بهش میگم این ژستای جواد چیه میگیری؟ میگه باحاله، دوس دارم   مثلا عکس منُ رو تابلو نقاشی کرده  حالا عمرتُ بذار پای بچه، آخرش اینه دیگه... امروز گفتم میای بریم، می...
5 مرداد 1396

هفت سال و هفت روز

  به روایت میلادی امسال سال 2017 ست و امروز  هفت روز از هفت سالگی کسرا میگذره ، این عدد  هفت شگفت انگیز  حال منُ یه جور خوبی خوب میکنه خدایا به آنچه داده ای تشکر، به آنچه نداده ای تفکر، به آنچه گرفته ای تذکر داده ات نعمت، نداده ات حکمت و گرفته ات عبرت است. یا رب آنچه خیر است تقدیر ما کن و آنچه شر است از ما و دوستان بی ریا دور کن آمین یارب العالمین. روزا خیلی ناجوانمردانه به سرعت برق و باد میان و میرن دلم میخواد پامُ بذارم جلوشون به مخ بخورن زمین بلکه یواشتر بتازونن! راستی روز دخترای عزیزتون  مبارک، ایشالله همشون عاقبت بخیر شن   اینم پ...
3 مرداد 1396

تولد هفت سالگی

  به مناسبت هفتمین سالی که کنارمی   تو آمدی و بی آنکه بدانی خدا با تو برای من یک بغل شعر نگفته فرستاد حالا بنشین و تماشا کن چگونه آیه آیه کتاب رسالت تو را خواهم سرود پیامبر از همه جا بی خبر من 1       -------------------------------------- 1-افشین یداللهی ...
28 تير 1396

اواسط جولای 2017

  تونی برَکستون  داره میخونه "منُ تو این درد تنها نذار" 1 آهنگ غمگینیه... به این هوای همیشه ابریه سوئد خیلی میاد این روزا پسرک  با باباش بیشتر وقت میگذرونه  اگه هوا یار باشه با هم میرن دوچرخه سواری، ماهیگیری. با هم قدم میزنن دنیای دونفره خوبی دارن، با هم خوب کنار میان         اگرم هوا یار نباشه با من میاد سینما یا رستوران     خلاصه که اینروزا هم یجوری پُرمیشن و میگذرن باباطاهر چه قشنگ میگه: دلا راهت پر از خار و خسک بی گذرگاه تو بر اوج فلک بی شب تار و بیابان دور منزل خوشا آنکس که بارش کمترک...
26 تير 1396

دغدغه جدید

این روزا خیلی فکرم درگیر شده، نمیتونم تصمیم بگیرم. در واقع چون نمیدونم کار درست چیه نمیتونم تصمیم بگیرم. تمام دوستای همسن وسال کسرا از این بازی ها کامپیوتری و پلی استیشن دارن  اونم اصرار که باید واسه منم بخرین. از یه طرف دلم نمیخواد فک کنه که چرا بقیه دارن من ندارم از یه طرف اصلا دلم نمیخواد از حالا درگیر این بازیا شه و تمام مدت وقتش پر شه. هممون میدونیم که با برنامه ریزی و نظم میتونم ساعتایی که بازی میکنه رو محدود کنم اما واقعیت اینه که همیشه همه چی دست ما نیست . بچه ها اینجا به نسبت ایران تنها ترن، دوس ندارم تمام وقتش با این پر شه. حالا باز دوران مدرسه مجبوره از خونه بره بیرون اما تابستون تمام مدت خونه ...
22 تير 1396

سوالات شبانه

  من نمیدونم تو شام این بچه چی میریزیم که این حرفا نصف شب به کله اش میرسه اومده میگه، مامان اگه من به حرفت گوش میدادم  چی ازم میخواستی؟سه تاشُ بگو اینقدر از سوالش تعجب کردم که تا چند لحظه هیچ جوابی واسش نداشتم دلم میخواست خیلی چیزا بهش میگفتم، مثلا نذار آدما اذیتت کنن،  از داشته هات لذت ببر و حسرت چیزی رو نخورد، بدون دنیا میگذره نه سختیش میمونه نه خوشیش. همیشه به خودت امید داشته باش، بزرگ فک کن و با آدمها مهربون باش. اما هیچکدومُ نگفتم چون فک کردم الان زوده درگیر این حرفا شه، بهرحال زندگی همشُ به موقع یادش میده به جاش گفتم - سنتورتُ خیلی تمرین کن که عالی بزنی. -عصبانی نشو و گریه نکن....
20 تير 1396

به بهانه تولد هفت سالگی

    تولد هفت سالگی پسرکُ چند روز زودتر، قبل از شروع شدن تعطیلات تابستونی گرفتم که بتونم دوستاشُ دعوت کنم همزمان با فسقلی ما  یکی دیگه از بچه های کلاسم تولد داشت که چون کسرا دعوت نبود من نفهمیده بودم  بااین حال 9 تا از بچه ها اومدن و یه جشن نسبتا خوب گرفتیم  کلیک کنید           تولد پسرک   امسال گفت کیک تولدم میخوام  آرم ماشین ولوو باشه فوقالعاده نشده اما بدم نیست     بچه ها از راست به چپ: زَک، فرنام، لوکَس، آماندا، لیسا، بشار، کسرا، جیمز، برنارد (الکساندر و لیو هم تو عکس نیستن) امیدوارم سرنوشت قشنگترین اتفا...
16 تير 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم کسرا می باشد