کسرا کوچولوی من
تا چشم به هم میزنیم هفته میرسه به آخر، شنبه ، یکشنبه و دوباره روز از نو روزی از نو. این قافله عمر عجب میگذرد.... امیدوارم روزگارتون بر چرخ سلامتی و مراد بچرخه و ایام به کامتون باشه ما هم خوبیم، شکر خدا کسرا هم مشغول شیطنت و غر زدن و بزرگ شدن مثل همیشه ،گاهی خوبه گاهی نه! اما همچنان با تمام قوا در حال پیر کردنه منه از این غر غرای همیشگی من که بگذریم یه سوال، فک میکنید این چیه؟ اون که رو دستگیره در آویزونه؟ بند حوله حمام؟؟؟؟! نه ،حداقل از دید فسقلی سه سال و شش ماهه ما نه! این دشمن ِ ! دشمن کی و چی ؟ من نمیدونم فقط میدونم که کسرا به این میگه دشمن. اصلا و ابد...
نویسنده :
مامانی کسرا
10:52









