چند روز گذشته ما
چند روز ِ که بهم ریختم! حالم خوب نیست ایران بودم رفتم دکتر یه سری دارو داد مصرف کردم، بهتر بودم، تا یکی دو روز پیش دوباره گرفت، اونم چه جوووووور ... واسه دکتر رفتن تنبلی میکنم،فعلا کجدار مریز باهاش می سازیم تا ببینیم بهتر میشیم یا نه. این فسقلی هم که انگار اعصابش به اعصاب مامانش وصله، میدید من بی حوصله ام ،اینقدر نق میزد، میزد که دیوانه ام میکرد ،میگفت: نه، تو حالت خوبه! حالا هر چقدر واسش توضیح میدادم مامانم والا بلا خوب نیستم میگفت نه! بابایی هم نبود،کلا خیلی بد بود. اما،اما یه تعطیلات به موقع ما رو نجات داد! روز ملی سوئد ، پنجشنبه 6 ژوئن. تو یکی...
نویسنده :
مامانی کسرا
17:12











