فصلی سخت از زندگی ما
بهر حال با سلام صلوات و نذر و نیاز پسر کوچولوی ما دقیقا در سه سال و سه ماهگی ، راهی مهد شد! رفته بودیم دکتر که دیدم بابایی واسه جواب دادن به یه تلفن از اتاق رفت بیرون ، بعدا کنجکاو شدم کی بود ؟گفت از مهد کسرا تماس گرفتن که چرا شما بچه تونُ نمیارید؟ گفتم جریان نامه این شده و اون شده مربیشون گفته مهم نیست شما از فردا بیاریدش. البته بماند که اومدیم خونه دیدم دوتا نامه با هم تو صندوق پست ِ !!!! شاید من یکم عجله کردم!؟ البته از پیگیریشون خوشم اومد،چقدر همه چی نظم داره ... القصه پنجشنبه۱۷ اکتبر از زیر قرآن ردش کردیم و رفت مهد گفت میخوام با دوچرخه بیام ،با اینک...
نویسنده :
مامانی کسرا
17:19








